محمود الشهابي الخراساني
مقدمة 7
ادوار فقه ( فارسي )
6 - اگر مطلبي چند مأخذ داشته كه يكي از آنها پارسى بوده غالب اوقات همان پارسي مأخذ قرار داده شده و به عين عبارت نقل گرديده است . 7 - در نظر چنان بوده كه منقولات عربي ، بويژه آيات و احاديث كه نقل عين عبارت آنها در اين اوراق ، مناسب بلكه گاهي ضروري و لازم مي نموده است بپارسي برگردانده و ترجمه شود ليكن گاهي بواسطه وضوح مقصود و زماني به خيال اجتناب از اطناب ، آن منظور متروك و به همان عبارت عربي اكتفاء شده است . 8 - در مواردي كه مطلبي از كتابي عربي ( بي آنكه اصل آن نقل يا بعربي بودن تصريح شود ) بپارسي برگردانده و آورده شده الفاظي از قبيل « به اين مضمون » يا « چنين افاده كرده » يا « بدين مفاد آورده » پس از نام كتاب يا شخص « منقول عنه » و پيش از مطلب « منقول » گنجانده شده و اين كار بدان نظر بوده تا اشخاصي كه آن عبارت و آن كتاب را نديده دشتخوش اين توهم و اشتباه نشوند كه آن عبارت و آن كتاب پارسي بوده و اين « منقول » ، عين عبارت اصل است و در نتيجه اين توهم بسا كه سوء تعبير يا اشتباه اينجانب را در ترجمه و تغيير به حساب صاحب عبارت و كتاب محسوب دارند . بطور خلاصه تا به ياد بوده و توجه داشته ام سعي شده فهمانده شود كه عبارت « منقول » ، عبارت اصل است يا ترجمه و نقل . 9 - اگر مطلبي از كتابي ، در كتابي ديگر نقل شده بوده و اينجانب در ابتداء از راه نقل در كتاب « منقول فيه » بر آن اطلاع يا تذكر يافته ام ( هر چند آن را از آن پيش ميدانسته و يا بعد از آن بطور مستقيم در كتاب « منقول عنه » ديده باشم بواسطه كتاب « منقول فيه » در اين اوراقش مي آورم نه اينكه مستقيم بكتاب « منقول عنه » كه اصل ميب باشد نسبتش دهم و اين عمل بدان جهت رعايت شده تا باز زحمت هر كس معلوم و به حساب خود او محسوب گردد . 10 - در زمينه منقولات ، مخصوص آنچه بامور تاريخي مربوط است و بالأخص در اموري كه بدور « صدور » ارتباط دارد بيشتر اوقات ، اقوالي متعدد و مختلف